الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

132

كتاب النكاح ( فارسى )

113 مسئلهء مستحدثه ( شبيه‌سازى ) . . . . . 18 / 2 / 80 البحث فى مقامين : المقام الاوّل : آيا اصل اين عمل در مورد انسانها جايز است ؟ در مورد حكم شرعى از سه جهت صحبت مىشود : 1 - از نظر لوازم و عوارض : اين كار مسلّماً مستلزم نظر و لمس حرام است ( به جهت كاشتن در درون رحم ) مگر اينكه كسى كه اين كار را مىكند شوهرِ زن باشد كه فرض نادرى است . 2 - از نظر عنوان اوّلى : اصل اباحه است چون آيه و روايت و اجماع و دليل عقلى بر حرمت شبيه‌سازى نداريم ، و از مسائل مستحدثه است . 3 - از نظر عنوان ثانوى : اين عمل از نظر مسائل اخلاقى و حقوقى جوانب مختلفى دارد . الف : از نظر اخلاقى : اگر اين باب مفتوح شود كه از شبيه‌سازى فرزندانى متولد شود ، در اين صورت ممكن است مسئلهء نكاح و ازدواج كه يك امر طبيعى است ، برچيده شده و نظام خانوادگى مختل شود و بسيارى از زنان بىشوهر باردار شوند و يا زنى از وجود خودش باردار شود ، كه ظاهراً مادر و فرزند هستند ؛ ولى به يك معنى دوقلو هستند . اخلاق در سطح جهان اين عمل را نمىپذيرد ، زيرا باعث اضمحلال در جوامع بشرى مىشود . ب : از نظر مسائل حقوقى : اين بچه نه پدرى دارد ( چون از نطفهء مرد نيست ) و نه مادرى ( چون تركيب نطفه نيست ) ، و نه خواهرى دارد و نه برادرى و نه منتسب به فاميل ، و در رحمى پرورش پيدا كرده كه مادرش نيست بلكه مادر جانشين است . ج : از نظر مسائل اجتماعى : اختلافات زيادى ايجاد مىكند و اركان جامعه را بهم مىريزد . ان قلت : اين كار فوائد زيادى هم مىتواند داشته باشد . فايدهء اوّل : سلّولهاى نوابغ را بگيرند و نگهدارى كنند و در هر عصر و زمانى نوابغى درست كنند و شبيه‌سازى سر از نابغه‌سازى در بياورد ، چون نوابغ سرمايه‌اى براى امّتها و ملّت‌ها هستند . قلنا : اوّلًا : آيا شبيه نابغه هم نابغه خواهد شد ؟ هذا اوّل الكلام ، چون در شبيه‌سازى جنبه‌هاى جسمانى شبيه هم مىشود ، حتّى دوقلوها هم از نظر استعداد در بسيارى از موارد شبيه هم نيستند . ثانياً : سلّمنا كه بتوان نوابغى بوجود آورد . معلوم نيست كه نوابغ هم اگر در جامعه‌اى زياد شوند جامعه خوشبخت شود ، چون ممكن است خودِ نوابغ با هم اختلاف داشته باشند ( جنگ نوابغ ) . ثالثاً : اگر اين باب مفتوح شود ، ممكن است جانيان را هم شبيه‌سازى كنند ، بنابراين بهتر است كار روى حسابى باشد كه نظام آفرينش دارد . پس اين كه گمان شود شبيه‌سازى فوائدى دارد در كنار آن مضرّات زيادى هم دارد كه قابل كنترل نخواهد بود . فايدهء دوّم : بوسيلهء شبيه‌سازى پيوند اعضاء انجام داده و افرادى را از اين طريق از مرگ نجات دهند . قلنا : جواب آن معلوم است ، چون مثلًا كليه را به تنهائى نمىتوان شبيه‌سازى كرد ، بلكه بايد انسانى بسازيم و آن را قطعه‌قطعه كنيم و قطعات بدنش را بر انسان ديگر پيوند بزنيم و حال آنكه انسان شبيه‌سازى شده هم حقّ حيات دارد ، پس ترميم اعضاء به قيمت كشتن انسانها خواهد بود و اين كار جايز نيست . پس از نظر عناوين ثانويّه اين كار براى جامعهء بشرى خطرناك است و تمام اقوام و ملل جهان آن را خلاف مسائل اخلاقى مىدانند و حتّى بسيارى از دولتها با تصويب قانون ، اين كار را ممنوع دانسته‌اند . 114 مسئلهء مستحدثه ( شبيه‌سازى ) . . . . . 19 / 2 / 80 بعضى براى حرمت شبيه‌سازى ، سه دليل اقامه كرده‌اند : دليل اوّل : اصالة الحرمة بدن ما ملك خداست و ما اجازه‌اى نداريم كه از آن برداريم و روى آن كار كنيم و در تخمك مادّه قرار دهيم ، تا در رحم بماند و پرورش پيدا كند . قلنا : اين منطق اصالة الحظرىهاست كه اصل را در همهء اشياء حرمت مىدانند ؛ ولى اصل در اشياء اباحه است و اينكه ما ملك خدا هستيم مالكيّت تكوينيّهء الهى است و در مقابل داريم كه خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً و ياالناس مسلّطون على اموالهم و انفسهم‌كه اينها با مالكيّت تكوينيّهء الهى منافات ندارد و بر فرض هم ملك خدا باشد ، خدا خودش بر اساس كل شىء لك حلال اجازه داده است . دليل دوّم : آيهء فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ . . . « 1 » شيطان مىگويد انسانها را وسوسه مىكنم تا خلق خدا را تغيير

--> ( 1 ) آيهء 119 ، سورهء نساء .